ابراهيم عاملي ( موثق )
3
تفسير عاملي ( فارسي )
ولى با جملهى حمد ميكنم در حال غفلت غلط است * ( رَبِّ الْعالَمِينَ ) * 1 - فخر . اين عبارت بمنزلهى استدلال است بر ستايش خدا يعنى حمد ميكنم چون پروردگار است . * ( مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ) * 2 مجمع : عموم قاريها ( ملك ) بدون الف خواندهاند و عاصم و كسائى و خلف و يعقوب و حضرمى ( مالك ) با الف خواندهاند . تفسير فى ظلال القرآن : يوم الدّين يعنى روز پاداش در آخرت و اعتقاد بيوم الدّين از عقايد كلَّى ارزندهى اسلام است كه چشم و دل آدمى را به جائى ديگر غير از تنگناى زمين وابسته ميدارد كه خود را محدود بنيازمنديهاى زندگى نميداند و برتر از آن ميشمارد كه نگران باشد و چشم بسود محدود زندگى بر روى زمين بدوزد * ( إِيَّاكَ نَعْبُدُ ) * - فخر رازى . آغاز بكلمهى * ( ( إِيَّاكَ ) ) * يعنى تو را اشاره به اين است كه چون خود را برابر دوست ديد و او را طرف گفتگوى خود قرار داد آماده مىشود براى بقيّهى عبادتها و سختى عبادت بر او آسان مىشود و كلمه ( نعبد ) كه ميفهماند عبادتش با شركت ديگران است اشاره است بمفاد ( الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ) يعنى مردم با ايمان همه برادر يكديگرند و در خداپرستى همه يك دل و يك جهت هستند . * ( إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ) * - روح البيان : كلمهى * ( ( إِيَّاكَ ) ) * مكرر شده است براى اشاره به اين كه پس از اظهار عبوديّت غرور و خودپرستى عبادت به اين جمله جبران شود كه اگر بندگى است بكومك تو است به اين معنى كه چون تو را ميپرستم غرورى ندارم و در اين هم از تو كومك ميخواهم . فى ظلال : اينجا است حد فاصلى ميان آنكه خود را ز هر بندى آزاد بداند و آنكه خود را غلام بىاختيار پندارد . اينجا است كه مسلمان خود را از فشار طبيعت آسوده مىبيند چون توان خود و چيرگى طبيعت را دو پديده ز قدرت خداوند داند كه بيك روش و بكومك يكدگر بسوى يك هدف مىجنبند و آنچه در مغرب زمين بنام قهر طبيعت گفته مىشود ميراث نادانيهاى مردم رم قديم است كه ميفهماند اين طبيعت از قدرت خداوند جدا است ولى مسلمان پذيرفته است كه خداوند پديد آورندهى او و ديگر قواى طبيعت است اين